ژانر‌ها: روانشناسی

دانلود رمان مازوخیسم  از گالیور

روایت دو زندگی زنی به نا لیلی در بند گذشته و دیگری دختری با نا نیلوفر اسیر عشقی نافرجا…راجبه بیاری ازوخیس و به عنای عایانه یعنی خودآزاری است و توضیحاتی راجب این بیاری یدهد داستان تشکل از دو زندگی که به یکدیگر رتبط یشنوند یباشد….

دانلود رمان عاشقی کن محیا  از elnaz90 

داستان در مورد زن جوانی است که داستان زندگی خود را برای یک روانپزشک تعریف میکند از آشنایی با همسر ، ازدواج اجباری ، حاملگی ناخواسته و مسائل و مشکلات بعد از آن . . . رمان پیشنهادی: دانلود رمان حسادت یا رقابت

دانلود کتاب مردان مریخی زنان ونوسی  از دکتر جان گری

مردان مریخی زنان ونوسی نويسنده در اين كتاب توضيح مي‌دهد كه زنان و مردان به رغم وجود تفاوت‌ها مي‌توانند شيوه‌هايي را بياموزند تا به رابطه‌ي عاشقانه و صميمي دست يابند وي به همين منظور، شيوه‌ها و راه‌كارهاي جديدي را براي كم كردن تنش‌ها در روابط زناشويي و به وجود آوردن عشق و علاقه بيان مي‌كند. این کتاب یکی از کاملترین کتابهای راهنمای روابط زناشویی و عاطفی بین زوجین در دنیاست اول کتاب مردان مریخی زنان ونوسی

دانلود رمان فصل سرد  از رها.قاف  برای اندروید و کامپیوتر و PDF

خلاصه فصل سرد همه چیز از یک فصل سرد شروع شد. فصلی که در آن زندگی سه نفر با هم تلاقی می‌کند. آرمینا دختری تنها و خودساخته که سال‌هاست در غربت زندگی می‌کند و دو برادر دو قلو یکی سرد و شکسته و دیگری در تلاش برای نجات برادرعزیزتراز جانش؛ و احساسات پیچیده ای که این میان شکل می‌گیرد. دوستی عشق و…. اول رمان فصل سرد دانه های مروارید مانند اشک صورتش را خیس کرده اند باران می بارد اما او می داند خیسی صورتش به خاطر باران نیست ! به زور چمدان را پشت سرش روی سنگ فرش های خیابان می کشد نای راه رفتن هم ندارد چه رسد به کشیدن چمدانی که سنگین است نه از وسیله از خاطرات. چمدان را می کشد چشم هایش قرمز شده اند نگاه متعجب بعضی از عابران را حس می کند اما خسته است خسته تر از آن که بخواهد به آن نگاه ها توجهی کند. غرش آسمان او را از جا می پراند و چند لحظه بعد رد صاعقه در آسمان می ماند. از ضعف خودش بدش می آید. از اینکه حتی صاعقه هم قدرت ترساندن او را داشته . نگاهی به ساختمان فرودگاه می اندازد. هوا طوفانی است بی شک تمام پرواز ها یا تاخیر دارند یا به روز بعد موکول می شوند. سری تکان می دهد و مسیرش را عوض می کند بی اعتنابه لرزش مداوم موبایلش قدم می زند تصمیمش را گرفته و دلش نمی خواهد چیزی او را از این تصمیم بازدارد ! پوزخندی می زند و فکر می کند “چی شد که به اینجا رسیدم دقیق نمی داند اما حدودا می داند ماجرا از کجا شروع..

دانلود رمان یک قانون مخفی  از سید محمد موسوی

: فرهان، پسر جوانی که عاشق اینترنت و فضای مجازی است، به دنبال ارتباط مسائل روانشناسی با دنیای مجازی می‌گردد. او در نتیجه تحقیقاتش به مرگ‌هایی غیرقابل‌باور برمی‌خورد که فکرش را هم نمی‌کرد باعث شود روزی میان عقل و دلش حائلی ایجاد کند… .

دانلود رمان صورتک ها  از مهتابی 22 مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

سامین یک دختر مبتلا به اختلال ترانس هستش سالیان سال نتونسته برای خودش دوست صمیمی داشته باشه حتی نتونسته خودشو با یه جمعی سازگار کنه، تو جمع دخترونه نتونسته دووم بیاره، تو جمع پسرونه هم اونو قبولش نکردن سالها به همه گفته چه مشکلی داره اما یا اونو مسخره کردن یا تهدیدش کردن که مشکلشو علنی مطرح نکنه سامین روابط عمومی خوبی نداره، با همه در حال جنگ و ستیزه، به خاطر اینکه باهاش بدرفتاری شده و حرفهای منطقیش با خشونت جواب داده شده خودش یک آدم خشنیه، این آدم نتونسته قدرتشو ثابت کنه خودش اطمینان داره که مرده اما تو جامعه جنسیت زنونه اش رو در نظر می گیرن و اونو ضعیف می دونن اول رمان باد سردي می وزید روبه روي خانه ي دو طبقه اي ایستاده بودم خانه ي بزرگی با دیوارهاي مرمري چمدان زرشکی رنگم را به دیوار خانه تکیه دادم آه عمیقی کشیدم رویم را به سمت فهیمه کردم: اینجاست؟ آره خونه ي خوبیه حالا بیا بریم داخلشو ببین به دانشکده هم نزدیکه – خوابگاه درب و داغونی که با حسرت اضافه کرد: از اون ۲۰ نفر تو یه اطاق ۹ متري زندگی می کنن که خیلی خیلی بهتره سرم را تکان دادم فهیمه دکمه ي زنگ را فشار داد صداي نه چندان ظریفی را شنیدم: کیه؟ سامین ،منم، فهیمه هستم یه هم خونه واست آوردم یادت میاد که گفته بودي – زود: بیا تو حرفش را قطع کرد درب خانه باز شد چمدانم را به دنبال خودم کشیدم برخورد چرخهایش با سطح زمین صداي ناهنجاري ایجاد کرده بود بعد از درب ورودي پارکینگ بزرگی بود که سمت چپ آن راه پله اي به..

دانلود رمان پایان نامه  از صنم احمدی 

رخساره حکیمی، در پی اتمام دوره کارشناسی ارشد روان شناسی، برای دست یابی به شغل مورد علاقه و هم چنین پیدا کردن کیس مورد نظر برای تحویل ‌اش دست به گریبان استاد محبوب دانشگاهش می‌شود. بی‌خبر از اینکه دنیا برای او خواب‌های دیگری دیده است…! ی از رمان ذله و عاجز شده، دستش را روی پیشخوان سفید تخت کشید، لیوان فلزی را برداشت ومحکم روی زمین پرت کرد، فریادی از تمام وجودش سر داد و با چشمهایی سرد، اما به خون نشسته، به فرد ترسیده داخل اتاق نگاه کرد، سینی فلزی را هم، روی ک ِف سنگ ِی اتاق پرت کرد تا حجتش را تمام کند. فرد ترسیده، با چشمهایی درشت شده، بی آنکه حرف دیگری بزند، از اتاق خارج شد. کالفه ِن خسته دستش را میان موهایش کشید. ت اش را روی تخت انداخت، چشمهایش را به سقف اتاق داد. کاش بیخیالش میشدند، از اینکه ُمدام، با فریاد کشیدن همه را از اتاق براند، خسته شده بود. خودش را حبس این اتاق کرده بود، برای یک قطره آرامش، برای یک لحظه، دوری از تمام آن چیزی که سر و مغذش را به بازی گرفته بود. کردند، فقط خسته و ذل اش ّ با فرستادن این آدمها، او را آرام نمیکردند، به زندگی دعوت نمی ه میکردند؛ فقط باعث میشدند، به چیزی که نیست، خودش را تبدیل کن باعث میشدند، فریاد بکشد و همه را از خودش فراری دهد. کاش رهایش میکردند…! با استرس به در بسته شده اتاق استاد نگاه کردم؛ توی دلم انگار کسی داشت با مشت رخت میسابید،توی سرم هم چند نفر داشتند بلند بلند داد..

دانلود رمان دگردیسی  از مهتابی 22  برای اندروید و کامپیوتر و PDF

دگردیسی فلور معتاد به استنشاق چسب و بنزین است و میثم پسر عموی مذهبی اش تلاش می کند او را به مسیر درست زندگی هدایت کند اما در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد و زندگی فلور و میثم دستخوش تحولات اساسی می شود//// این رمان برداشتی ازاد از یک ماجرای حقیقی است کاراکتر روانشناس در این رمان، خود نویسنده است بی تفاو ت مغزم پوزخند ی نثارم می کن د بی توجه به او کنار خیابان به راه می افتم درختان و گل های کنارش از شدت هرم گرما، پژمرده و پلاسیده شده ان د کتانی های رنگ و روفته ام ب ه توهمات عاشقانه ام پوزخند ی نثار می کند اسفندیار، اصو لا آد م های بدبخت را چه به فانتزی ساختن بی در و پیکر ! آدم ها ی مثل من که تنها تفرج گاهشان پارک محله است ! بستنی زعفرانی چوبی می خورم نگاهم به آسمان ابر ی با چند تا تکه ابر پنبه ای است سرسره زرافه ای شکلی وسط پارک وچند تاب آهنی عه د بوقش زنگ زده، با صدای قیژ اعصاب خرد کن است اینجا می توان م از ه ر قشری هم محله های م را ببینم از نقی مواد فروش که دنبال مشتری زنجیری را دور انگشتش تاب می دهد، با چشمان ورقلمبیده اش اطراف را نظاره می کند طعم شیرین ی بستنی که بر کامم می نشین د دسته ا ی از دختر بچه ها تزیین..

دانلود رمان پارانویا  از هانیه عبدی 

داستان پسری بنام فراز روانبخش که بنا به دلایلی دچار بیماری روانی و یا هست که قتل های زنجیره ای انجام داده و در یک مرکز روانی حبس و بشـدت محافظت مـیشود و با کسی حرف نمـیزند و دختری بنام پناه پرتـو دانشجوی روانپزشکی علاوه بر مخالفت استادش برای اینکه بخـواهد رفتار فراز را مورد ارزیابی قرار بدهد بازم به این کـار اصرار مـیکند و سعی مـیکند با فراز صحبت کند که در همان جلسه اول موفق مـیشود در حد چند جمله از او جواب بگیرد … اول رمان صدای تلق و تولوق کفش های پاشنه دارم سکوت ازار دهنده ی کریدور عریض و طویل روبرویم را میشکست.هرازگاهی هم صدای داد و فریاد یا خنده از داخل اتاقک هایی که در انجا بودند به گوش میخورد.پرونده های در دستم را سفت و محکم چسبیدم و بیشتر به خودم فشردم.پرستاری که همراهم بود کارتی مقابل تشعشعات قرمز رنگی که از کنج دیوار بیرون زده بود گرفت در با صدای تیک ارامی باز شد پرستار در را با دستش نگه داشت و گفت انتهای اون در یه نگهبان هست این یه تیکه رو خودتون برید و – بعد در بزنید نگهبان در براتون باز میکنه فقط قبل از ورود دکتر گفتن ازتون بپرسم اجسام تیزی همراهتون هست؟از قبیل چاقو سوزن کاتر خط کش فلزی حتی خودکار و مداد فقط یه خودکار- خب اونو بندازید تو این سبد- متعجب نگاهش کردم که گفت این بخش یه بخش عادی نیست اینجا بخش بیماران خاص و – خطرناکه بهتره احتیاط کنید خودکار را داخل سبد انداختم که ادامه داد