ژانر‌ها: قدیمی

دانلود رمان سطح زیرین زندگی  از نارینه

سطح زیرین زندگی باران سالهاست که تنهاست…با برادرش شبیه دخترهایی اطرافمان نیست… یاور زنان ایدزی با مردان کودکان ولگرد…همسایه کامیاری می شود که نابغه است… باسحر اینها در گردونه …زندگی…باهم روبرو می شوند و فرهاد که آشنایی قدیمی باران است… اول رمان سطح زیرین زندگی زمستان سردی است؛یخ همه جای سطح زمین را فرا گرفته نور المپ های رنگی به خیابان جلوه دیگری بخشیده است سرما از میان لباسهایش به درون بدنش نفوذ وبه لرزش انداخت صدای قدمهای را از پشت سرش حس می کرد پیج خیابان را رد که کرد گوشه خیابان پناه گرفت سایه های دراز روی زمین افتاده صدای پچ پچ شان را می شنید صدا که نزدیکتر شد ضربه ای محکم به یکی از آنها وارد کرد نعره مرد به آسمان رفت چرخید و پنجه بوکس را به سینه مرد دیگر کوبید جوان غافلگیر شده بود روی زمین افتاده وناله می کرد سیگاری روشن کرد وبند بارانی سیاه رادورش محکم کرد قرمزی سیگار در تاریکی شب شعله می کشید کوله را بر دوش انداخت ودر تاریکی نیمه شب دور شد حاجی می خندید دستی بر ریشهای جو گندمیش کشید به سینه باند پیچی شده پسرش نگاه میکرد:- کامیار واقعا طرف زن بود کامیار از درد چشمانش را تنگ کرد:-نخندد آقاجون دختره سلمان را همچنان زد که فک کنم تا فردا هم رو به راه نمیشه تا شما باشید نصف شبی تو خیابون ولو نباشید -ولی نامردی زد مگه نبینمش بتول نق می زد صورتش سیاچرده وشال رنگی دور کمرش بسته بود جثه ریز خمیده ای داشت: باران چمدانی رنگ ورو رفته ای را میکشد وبه طرف وانت می برد:-غر نزن …