ژانر‌ها: مافیایی

دانلود رمان حزب تقابل  از مروارید781 با لینک مستقی

قصه‌ی زندگی شیدا دختری که از کودکی توی خانواده‌ای بی‌مسئولیت بزرگ میشه و توی دام گذشته‌ی زندگی پدر و مادرش میفته و به‌طرز عجیبی به این گذشته پی می‌بره. قصه‌ی زندگی امین پسر پرورشگاهی که به‌محض ورود به دانشگاه متوجه آدم جدیدی میشه که خیلی به عزیزترین آدم زندگیش شباهت داره. نزدیک‌شدن به اون دختر ثمین اون رو وارد باند خلاف‌کاری بزرگی می‌کنه. در نهایت امین متوجه رازهای سربه‌مهر زندگی پدر و مادرش میشه… اول رمان در حال شستن لباس سر حوض بودم که با شنیدن صدای زنگ در دستهام رو آب کشیدم. بهسمت بند رخت رفتم و چادرم رو از روی بند برداشتم. سر کردم و بهسمت در رفتم. قبل از باز کردن در با صدای نسبتاً بلندی گفتم: کیه؟ اما کسی جوابم رو نداد. با تردید در رو باز کردم. با دیدن کسی که پشت در بود وحشتزده خواستم در رو ببندم که مانع شد و بهزور خودش رو داخل انداخت. جیغ کوتاهی کشیدم و درحالی که عقبعقب میرفتم با عجز توی چشمهای بیاحساس و تیرهش خیره شدم و نالیدم: چرا دست از سر من برنمیدارین؟ چرا؟ چرا نمیذارین زندگیم رو بکنم؟ مرد اخمهاش رو توی هم کرد و با جدیتی که همهی آدمهای ماشینی اون خونه داشتن گفت: شرمنده خانوم ولی دستور آقاست که امانتیشون رو ازتون بگیریم. و با نگاهی سَرسَری کل خونه رو از نظر گذروند و باالخره روی پسرک دوساله که روی تخت چوبی کنار حیاط خوابیده بود متوقف شد. متوجهی هدف شوم مرد شده بودم. با لحنی که طلبکاری و دشمنی در اون بیداد میکرد رو به مرد گفتم: امانتی؟ کدوم امانتی؟ شوخیت..

دانلود رمان عشق مافیایی  

عشق مافیایی #رها دختری از یک خانواده ی معمولیه و فوق العاده سرسخته… با خانواده اش سر ناسازگاری میزاره… پاروی تمام خواسته‌هاش میذاره و تصادفا با یه ادم اشنا میشه و مسیر زندگیش رو تغییر میده… اما طولی نمیکشه که توی این راه ؛ گرفتار عشق میشه اونم به #آراس که متوجه میشه یه مافیایی خطرناکه و پلیس ترکیه دربه‌در دنبالشه و اون برای نجات #آراس دست به هر کاری میزنه هر کاری . پارت گذاری در اینستاگرام آوای خیس

دانلود رمان طغیانگر  از julia____farzaneh_m

طغیانگر دختری به اسم ماریا که شوهرش و تو رینگ مبارزه از دست میده و به فکر انتقام از رئیس مافیا، رئیسه تمام رئیس ها میوفته و این وسط اتفاقاتی میوفته که باید خودتون بخونی…. اول رمان طغیانگر سیگارمو با دو انگشت از بین لبای درشت و قرمزم خارج کردم و دودش و تو صورت فرانک فوت کردم ،کاغذ قرار داد و انداختم روی میز و خم شدم تو صورتش . -فرانک خوب میدونی این کار رسما بازی با جونمه پس فکر نکن با خر طرفی،دیگه باید منو بعد از ۵ سال شناخته باشی، هر کاری یه قیمتی داره، فکر نکن به روت نمیارم یعنی یادم رفته چون اون زمانا به پول نیاز داشتم بکارتم و با قیمت خیلی پایینی ازم گرفتی و کاری کردی با اون مرتیکه س ا د ی س م ی همخواب بشم. فرانک شیشه ودکا تو دستشو کوبید رو میز و با چشمای قرمزش نگاهم کرد. -ب ک ار ت ت و به من ندادی به اون مادر ج ن د ه دادی پولشم گرفتی،مگه مجبورت کردم با یه سادیسمی بخوابی؟ درضمن جوش چیو میزنی از اون زمان ۵ سال گذشته و فکر نمیکنم تو هیچ رابطه ای جز اون شب داشته باشی.. کسی ام جز منو خودت خبر نداره،اونقدری ام لوند و زیبا هستی که چند قطره خون برای شوهره ایندت مهم نباشه….

دانلود رمان گرگ خان  از نسیم ابراهیمی

ماهک نواب، آقا زاده ای بزرگ شده تو پر قو، بازیگوش و شیطون و دوست صمیمیش مریم شبی برای تنوع و خوشگذرانی راهی مهمانی شبانه ای میشن که زندگیشون رو دست خوش اتفاقات عجیبی میکنه… چیزی پیدا میکنن که نباید … و شیطنت کودکانشون اونها رو وارد بازی خطرناکی میکنه… فردای اون شب مریم ناپدید میشه و چند روز بعد ماهک به چنگال گرگی گرفتار…. روزگار چه خوابی برای دو دختر بی خیال و بازیگوش داستان دیده ؟ کیه و … رمان پیشنهادی: دانلود رمان قدم به دنیای نارنجی ام بگذار

دانلود رمان دود صورتی  از زینب ۸۲۸۸

آنا دختری که خانواده‌اش رو جلوی چشمش می‌کشن چون پدرش از جای یه عتیقه‌ی پنج هزار ساله خبر داره. آنا به یتیم خونه منتقل میشه ولی با یه نقشه‌ی حساب شده فرار می‌کنه و… اول رمان بطری بنزین و به گوشه ای که دقیقا نمی دونم کجا بود پرت کردم. شبیه آدمای بد حال شده بودم! آستین خونیم رو به صورتم کشیدم، بوی خون و گاز و بنزین قاطی شده بود و حالم رو بهم میزد. با خنده و چشم هایی که همه چیز رو د تا می دید به آستین خونی لباسم نگاه کردم. خون من بود یا خون الکس؟ خون هرکدوممون که بود زیادی سیاه بود! کف دستم به طرز عجیبی سوخت و خونریزی کرد. خب، گویا شیشه ای که هول دادم توی گردن الکس دست خودمم پاره کرده بود! فندک نقره ا ی رنگی که از جیب الکس برداشته بودم رو باالا گرفتم. اوه الکس بیچاره، با فندک خودت، جسدت رو آتیش می زنم! البته نه فقط جسد خودت بلکه… بلکه خونه ی پدریم به همراه همه ی اون مدارک رو آتیش می زنم! خیره به آتیش فندک تمام لحظاتی که همین حاالا گذروندم رو مرور کردم. مدام تصویر جسد غرق در خونش روانیم می کرد!… جیغ زدم: – جلو نیا الکس! خنده ی کریهی کرد و اسلحه اش

دانلود رمان بیگناه و شوالیه  از سام کرسنت

وایپر ملقب به آدم شریر و بد نهاد همیشه یه حروم زاده.اون به خاطر کشتار های سریعش شناخته شده‌ ست، بنابراین وقتی یه مبلغ هفت رقمی برای ضربه جدیدی بهش پیشنهاد میشه تعجب نمی‌کنه. اون باید سریع پیداش کنه و همه چیز رو از بین ببره. وقتی علامت گذاری اون برای کُشتن معلوم میشه که یه دختر بچه بیست‌ ساله معصوم با چشم های آبی بزرگه، اون نباید به یکی از این چیزها اهمیت بده، ولی اون این کار رو می‌کنه. وایپر میخواد اون دختر رو واسه خودش نگه داره. پدر ناتنی پِپر مادرش رو کشته و از اون زمان به بعد پپر در حال فرار کردن بوده…….. رمان پیشنهادی: دانلود رمان آباد و چور دانلود رمان دو نیمه ات برای من دانلود رمان بی عشق نیمه گمشده

دانلود رمان محبوس در تاریکی  از سمیه پورعلی 

رمان درمورد دختری جسور به نام ساحله که خلافکاره وتوگذشتش اتفاق بدی واسش افتاده که ازاون یه آدم سرد ساخته وبه خاطر همین میخواد انتقام بگیره ولی یه آقا پسر جذاب و بیشعور سنگ جلو پاش میندازه و………….. اول رمان فنجون قهوه رو گذاشتم رو میز جلومو گفتم -بابا ، این کاری و که میگی وبسپرش به من ، من انجامش میدم! بابا-ساحل باید فکر کنم! -بابا این حرفت یعنی چی ؟این یعنی بهم اعتماد نداری ؟ بابا-بحث اعتماد نیست -پس چیه؟ مغرور رو تخت سلطنتش نشسته بود که یه پاشو انداخت رو پای دیگش و گفت-نگران اینم که ممکنه نتونی انجامش بدی ! چشمامو با حرص محکم رو هم فشار دادم- چرا؟چرا نتونم؟ چی باعث شده که اینطور فکر کنی بابا ؟خودت داری میگی ممکنه ! بابا نیم نگاهی به اون که کنارش نشسته بود انداخت و انداخت و بعد منو نگاه کرد و گفت -یعنی میتونی؟! کم کم لبخند معروفم اومد رولبم – میگم اعتمادت بهم کم شده میگی بحث اعتماد نیست . منو نمیشناسی تو ؟ خودت میدونی که میتونم ! مغرور نگاهم کرد و لباش داشت به یه لبخند شیطانی کش میومد که صدای مزخرفش و شنیدم -این ماموریت و بسپرینش به من مطمئنا از انتخاب کردن من پشیمون نمیشین ! اخمام تو هم رفتو زیر لب گفتم -لعنتی

دانلود رایگان رمان معشوقه رئیس  از فاطمه صالحی 

برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه یه باندخلافکار بشه مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره… اول رمان هیچی نمی گفت و منتظر بود اول من شروع به صحبت کنم…. یه سیگار دستش بود و پشت به من رو به پنجره بیرون رو تماشا م یکرد حتی به سمت من برنم یگشت تا نگام کنه…!! سرفه مصلحتی کردم که بالفاصله مسی ح گفت : بگو میشنوم… صداش به شدت خشک و جدی بود و همین باعث میشد یکم بترسم……. با هول و ترسی که واقعا داشتم گفتم : خودتون میدونی ن برا چی اومدم اینجا …. مسیح گفت : گفته بودم که نم یشه…!!! میدونستم ای ن حرفو میگه مثل چندین بار قبل ولی من باید هر جور شده تو سازمان باشم پس با لحن ملتمسی گفتم : خواهش میکنم من میخوام تو سازمان باشم…. مسیح گفت : سازمان جای تو نیست…!!! اه لعنتی همش ساز منفی م یزنه ولی من عمرا از موضع خودم کوتاه ب یام : من از پسش برمیام خواهش میکنم بزار ین من هم تو سازمان جزوی از شما باشم…!! با لحن مسخره ای گفت : چند سالته؟؟ با استرس گفتم : ۲۲سالمه صدای پوزخند و بعد صداش اومد که میگفت : برای بودن تو سازمان بچه ای م یفهمی؟؟ !!! تو که قوان ین سازمان رو م یدونی حتی پسر تو ای ن سن نیست و همه پسرا باالی ۲۵سالن همونجور که میدونی تعداد دختر خی لی کمه که اونم سناشون باالی ۳۰عه بعد تو چطور….

دانلود رمان معشوقه رسام (جلد دوم معشوقه من)  از سلنا شمس 

رمان برگفته از پسری هست که نویان یک روز بهش شلیک می‌کنه و آدم های رسام هیوا رو میدزدن تا به رسام کمک کنه؛ رسام وقتی می‌فهمه اون دختر”هیوا” خواهر نویان هست اون رو عقد می‌کنه تا اینکه سر عقد می‌فهمه هیوا اول رمان ” َرسام با صدای فرشاد نگاهمو بهش دوختم : از امارات میاریم ایران زیاد طول نمیکشه و سودش خیلی خوبه تو هم کارت حرف نداره خب .. یه کانتینر وسط اون همه بار تو کشتی به چشم نمیاد و سودش دو برابره تو درباره من چی فکر کردی ؟ معامله خوبیه من همچین معامله هایی انجام نمیدم حاالا درموردش فکر کن ضرر نمی کنی فرشاد از روی صندلی بلند شد و رفت به جای فرشاد زل زدم و عمیق تو فکر فرو رفتم من کارم قاچاقه اما با هیچ کس شریک نمیشم چون هیچکی قابل اعتماد نبود با صدای میثم به خوردم امدم : باز تو فکرات غرق شدی فرشا د چی میشه ؟ رد کن بره از اول هم نباید قبول میکردی بیاد باال و درباره این چیزا باهام حرف بزنه خیلی اصرار کرد و نگفت قضیه چیه فقط گفت خیلی سود داره و از این حرفا از روی صندلی بلند شدم و کنار میثم ایستادم : اون میگه مواد تو کانتینره ولی بهت قول میدم دروغ میگه اره تازه یکی از بچه ها میگه همکار پلیسه به سمت میثم بر گشتم که جوابشو بدم ولی با حس سوزش شدیدی تو سینم چشم هام سیاهی رفت و اخرین چیزی که شنیدم صدای فریاد میثم بود .. ” هیوا ” با چشم …

دانلود رمان بهترین اشتباه او  از چرچیل 

وقتیکه یک رابطه یک شبه باعث بارداری غیر منتظره سوفی اسمیت شد .نمیدونست باید پیش چه کسی بره . تلاش کرد تا کسی ک باعث بارداریش شده بود رو پیدا کنه اما اون هیچ جا نبود.شش سال بعد سرنوشت اونها رو کنار هم قرار میده رئیس بزرگترین و خطرناک ترین مافیا در جهان،هیچ زمانی (شیطان )جو کالیسون برای رمانتیک بازی نداره و بدنبالش هم نیست اما وقتی یک تماس غیرمنتظره برای یک معامله بهش میشه ، اون با زنی ک هیچ وقت نتونست فراموشش کنه رو برو میشه . رمان پیشنهادی: دانلود رمان یک سبد گل یاس دانلود رمان نیلوفر مرداب دانلود رمان کبوتر و باز