مطالب این سایت مطابق با قوانین ایران میباشد

دانلود رمان پیوند ذهنی  از پرستو س 

: داستان در مورد دختری به اسم هانیه است که همیشه تو زندگی حس میکرد گم شده و به جایی که هست تعلق نداره. تا اینکه یه شب مردی که همیشه تو خواب میدید را تو واقعیت میبینه و کل زندگیش تغییر میکنه.هانی بین دو دنیای جدید و دوتا مثلش عشقی قرار گرفته و باید این وسط با نیروهای جدیدش کنار بیاد و برا نجات جون خودش و عزیزانش تلاش کنه…

دانلود رمان عشق سردار  از دختر شرقی 

: گاهی وقتابعضی ازآدما توی زندگی به جاهایی میرسن که زندگی کردن ونفس کشیدن براشون سخته….هرلحظه زندگی براشون عذاب جهنمه…آدمایی که روزی شادترین وخوشبخت ترین بودن ولی وقتی زندگی باهاشون لج میکنه میشن تلخ ترین وافسرده ترین آدمای روی زمین…این آدماهیچ امیدی به زندگی ندارن….ولی همیشه گفتن خداهردردی بده درمونشم میده خداهیچ وقت بنده هاشوتنهانمیزاره…اوناروبه حال خودشون رهانمیکنه…به معجزه اعتقاددارین؟!معجزه توزندگی همچین آدمایی دیده میشه…توی اون همه ناامیدی یه دفعه یه معجزه باعث تغییرزندگیشون وامیدواریشون میشه…من میگم عشق هم یه معجزس…یه معجزه خیلی قشنگ که نصیب هرکسی نمیشه…یه معجزه ای زندگی روبرای عاشق قشنگ ترمیکنه واونوامیدوارتر…به نظرمن عشق قشنگ ترین معجزه زندگیه… لینک دانلود به درخواست نویسنده حذف شد

دانلود رمان اتحاد شکسته جلد دوم (نسل خون)  از مهرناز احمدی

اتحاد شکسته جلد دوم نسل خون است و اتفاقاتش به فاصله ی چند ماه بعد از پایان جلد قبل شروع میشود و دو برادر جادوگر/شکارچی و دو دختر را نشان میدهد که بار دیگر درگیر اتفاقات ماوراالطبیعه میشوند! نکته: در این جلد شاهد حضور دیگر شخصیتهای فانتزی از رمان دیگر این نویسنده آناهید خواهیم بود اما نخوندن این رمان خللی در فهمیدن داستان ایجاد نخواهد کرد اول رمان برسام پوفی کشید و گفت: میگی چی کار کنم؟ بشینم به این فکر کنم که چرا یه جایی یه اتفاقی واسه یه نفر افتاده؟ من نمیتونم آرا! من عادت ندارم خودم و بند چیزاي بیخود کنم من عادت دارم بگذرم… از جا بلند شد نگاهش خیره به همان دختري بود که از کنارشان رد شده بود به آرامی گفت: مثلِ الان… بعدا میبینمت آرا. آرایلی بی حوصله چانه اش را به دستش تکیه زد و به سمت شیشه ي کافه خیره شد و از پسِ آن به سمت برسام نگاه کرد که با دخترِ مو بلوند و قد بلند حرف میزد، کسی روي صندلی مقابلِ آرایلی نشست و به آرامی گفت: سلام! دختر خنده اي کرد و گفت: گفتی اسمت چی بود؟ برسام نیشخندي زد و گفت: اسممو که هنوز نگفتم، گفتم؟ دختر با عشوه سرش را به دو طرف تکان داد و گفت: نه گمون نکنم گفته باشی! برسام تک خنده اي کرد و دستش را با سمت بازوي دکتر برد و به آرامی نوازشش کرد، وقتی که دختر عقب نکشید میدانست آخرِ این گفتگو به کجا ختم خواهد شد..

دانلود رمان پرنده های قفسی

: پرنده های قفسی قصه زندگی عشقه/ قصه زندگی انسان هایی است که با عشق متولد شدن و با عشق از دنیا می رن…. پرنده های قفسی حکایت بی سرانجامی یه عشقه. حکایت جبر و اجباری هستش که گره می ندازه به//// پرنده های قفسی حکایت زندگی یه زنه. حکایت یه زن که با عشق زاده شده و با نفرت به پایان می رسه. حکایت زندگی زنیه که چاره ای نداره جز سوختن. جز شعله ور موندن و در آخر جز باختن. حنانه زنی که می بازه و باز هم می بازه. حکایت زندگی زنی که سالها با سکوت خو می کنه و زمانی به فوران در میاد که آتشفشانش زندگی خیلی ها رو در مذاب حل میکنه. حنانه و محمد زندگی ای رو شروع می کنند که تنها با انزجار شکل گرفته. زندگی که سرشار از حقیقت های ناگفته و گفته هایی ست که تنها یادآوریش درد است که بر درد می افزاید. محمد شمشیر از رو بسته و حنانه صبورانه تحمل میکند. دلایل تحمل این زخم کهنه رو باید تو نبایدها و نشایدهای زندگیش جویا باشیم… عروسک قشنگ من قرمز پوشیده تو رخت خواب مخمل آبی خوابیده مامان یه روز رفته بازار اونو خریده قشنگتر از عروسکم هیچ کس ندیده دستی به پتوی نرم وسبز رنگ روی پام میکشم و با بازدم عمیقی ادامه میدم: عروسک من چشماتو باز کن وقتی که شب شد اونوقت لالا کن… چشمامو می بندم و توجهی به لرزش دستام نمی کنم، دیگه نمیتونم این شکیبایی رو ادامه بدم با بغض زمزمه می کنم: عروسک من چشماتو باز کن وقتی که شب شد اونوقت لالا کن… به درخواست نویسنده اثر برداشته شد

دانلود رمان خورشیدم شو

: دختری بنام خورشید عاشقانه در تلاش از دست ندادن زندگی اش تلاش میکند پایان این داستان چیست/// چه کسی میداند که آیا امیر سام قدر زندگی و همسر عاشقش را میداند و نادم خواهد شد…….

دانلود رمان میتراود مهتاب  از مریم رضاپور

در مورد دختر شیطونی به نام مهتاب که با مادر و مادر بزرگش زندگی میکنه طی حادثه ای عاشق شایان پسر همسایه ای که به تازگی به محله اونا اومدن میشه اما فکر میکنه شایان هیچ علاقه ای به اون نداره و برای همین از لج اون با برادر شایان، شروین ازدواج میکنه که بعد از مدتی میفهمه شروین یه جاسوس و خلاف کار برای همین تصمیم به برگشت میگیره که متوجه میشه حامله است در این.. رمان پیشنهادی:دانلود رمان عرق سگی مسیحه زادخو

دانلود رمان انعکاس  از نیلوفر جهانجو

انعکاس گاهی تو زندگی مرتکب اشتباهی میشیم که به قول معروف فقط دامن خودمون رو می گیره.. بازخورده اون اشتباه فقط به سمتِ خودمون میاد..و شاید موج این اتفاق چند نفری رو در اطرافمون بگیره و اون ها هم کم و بیش ناراحت و غصه دار بشن اما هیچکس به اندازه ی خودمون عذابِ اون اتفاق رو نمی کشه.. “انعکاسِ” اون اتفاق فقط و فقط برمی گرده به خودمون…. پدری که با یه عصبانیت لحظه ای تصمیمی می گیره که باعث میشه تمام عمر عذاب بکشه و تو بی خبری فرو بره،چندین سال درد و عذاب بکشه و باعث این اتفاق هیچ کس نیست جز خودش..پدری که با این اشتباه باعثِ تنهایی و افسردگی دخترش هم میشه….. و حالا بعد از بیست و پنج سال باید ببینیم چه اتفاق هایی قراره پیش بیاد و ایا این اشتباه قابل بخشش هست یا نه…. یا اینکه اصلا راهی برای جبران هست یا نه… رمان پیشنهادی:دانلود رمان مجنون گناهکار زینب رحیمی متن اول رمان انعکاس دسـتام و تـو جیــب روپوشــم فــرو کــردم و بـه سـمت است یشــن قــدم برداشــتم..بــه سـتاري کــه پشـت استیشن نشسته بود نگاه کردم و گفتم: خانم ستاري،دکتر مختاري براي بیمارش چیزي تجویز نکرده؟!…. سرش و از پرونده جلوش بلند کرد و لبخندي بهم زد: چرا..برو بهش سر بزن..فکر کنم الان وقت داروهاش باشه…. سـرم و تکـون دادم و بـه سـمت اتـاق ب یسـت و شـش حرکـت کـردم ..هنـوز بـه اتـاق نرسـ یده بـودم کـه صداي الینا خانوم رو از پشت سرم شنیدم: وایسا دختر..چقدر تند میري…. لبخندي زدم و بـه سـمتش چرخ یـ دم..ایسـتادم و وقتـ ی بهـم رسـ ید بـه نفـس نفـس افتـاده بـود ..چنـد تـا نفس عمیق کشید تا نفسش منظم